لسان الملك سپهر

2091

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

دويست و شصت و هشتم : پيغمبر خبر داد از مدّت ملك بنى اميه كه هزار ( 1000 ) ماه است ، و بدعتها و ظلمهاى ايشان را بنمود . دويست و شصت و نهم : روزى پيغمبر با آل عبا نشسته بود ، فرمود : قبرهاى شما پراكنده خواهد بود . امام حسين گفت : آيا خواهيم مرد يا كشته شويم ؟ فرمود : اى فرزند تو به ستم كشته شوى ، و برادرت به ستم كشته شود ، و پدرت به ستم كشته شود ، و فرزندان شما در زمين رانده و ستم رسيده باشند . عرض كرد : آيا ما را بدين پراكندگى زيارت كنند ؟ فرمود : طايفه‌اى از امّت من زيارت شما را كنند براى صله و احسان به من ، در روز قيامت دريابم ايشان را . دويست و هفتادم : يك روز رسول خداى فرمود : نه ( 9 ) تن از حضرموت در مىرسند ، شش ( 6 ) تن از ايشان ايمان آورند و سه ( 3 ) تن كافر بمانند . روز ديگر برسيدند و چنان شد . پس پيغمبر آن سه ( 3 ) كس را فرمود با يكى كه : تو به صاعقه جان خواهى داد ؛ و آن ديگر را گفت : به گزيدن افعى جان دهى ، و سه ديگر را فرمود : به طلب شتران خود خواهى شد فلان طايفه‌ات خواهند كشت . روزگارى دراز برنيامد كه آن شش ( 6 ) تن آمدند و حال بگفتند كه : چنين شد ، و عرض كردند : بر يقين ما بيفزود ، آمديم ايمان خود را تازه كنيم . دويست و هفتاد و يكم : پيغمبر خبر داد از قتل حجر بن عدىّ و اصحاب او . و معاويه ايشان را به ظلم كشت . دويست و هفتاد و دويم : روزى پيغمبر در سنگستان مدينه ايستاد ، و گفت : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 1 » اصحاب در بيم شدند كه حادثه واقع شود . فرمود : نيكان امّت من در اين حرّه « 2 » شهيد شوند ، پس يزيد عليه اللعنه ، مسلم بن عقبه را بر سر مدينه فرستاد - در سال شصت و سيم هجرى - و چند هزار كس را بكشت ، هفتصد ( 700 ) تن از ايشان قاريان قرآن بودند . دويست و هفتاد و سيم : پيغمبر خبر داد كه : عبد اللّه بن عباس و زيد بن ارقم در اواخر عمر نابينا شوند و چنان شد . دويست و هفتاد و چهارم : برادر مادرى امّ سلمه را پسرى آمد او را وليد نام كردند ، پيغمبر فرمود : فرزند خود را به نام فرعونهاى خود نام مكنيد ، در امّت من مردى

--> ( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 156 . ( 2 ) . حره : زمين سنگلاخ سوخته .